آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 4
بازدید هفته : 28
بازدید ماه : 334
بازدید کل : 53595
تعداد مطالب : 491
تعداد نظرات : 134
تعداد آنلاین : 1
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
چشم هایش بویی ازنیرنگ داشت
دل دریغاسینه ای ازسنگ داشت
بادلم انگارقصدجنگ داشت
گویی ازبامن نشستن ننگ داشت
عاشقم من قصدهیچ انکارنیست
لیک باعاشق نشستن عارنیست
کاراوآتش زدن من سوختن
دردل شب چشم بردر دوختن
من خریدن نازاونفروختن
بازآتش بردلم افروختن
سوختن درعشق را ازبرشدیم
آتشی بودیم وخاکسترشدیم
ازغم این عشق مردن باک نیست
خون دل هرلحظه خوردن باک نیست
آه میترسم شبی رسواشوم
بدترازرسواییم تنهاشوم
وای ازاین صدوآه ازآن کمند
پیش رویم خنده پشتم پوزخند
برچنین نامهربانی دل مبند
دوستان گفتندودل نشنیدپند
خانه ای ویرانه ازویرانه ام
من حقیقت نیستم افسانه ام
گرچه سوزدپرولی پروانه ام
فاش می گویم که من دیوانه ام
تابه کی آخرچنین دیوانه گی
پیلگی بهترازاین پروانگی
گفتمش آرام جانی؟گفت :نه
گفتمش شیرین زبانی ؟گفت:نه
گفتمش نامهربانی ؟گفت:نه
می شودیک شب بمانی؟گفت:نه
دل شبی دورازخیالش سرنکرد
گفتمش افسون اوباورنکرد
خودنمی دانم خدایا چیستم!
یک نفربامن بگویدکیستم!
بس کشیدم آه ازدل بردنش
آه اگرآهم بگیرد دامنش
باتمام بی کسی ها ساختم
وای برمن ساده بودم باختم
دل سپردن دست اودیوانگیست
آه غیرازمن کسی دیوانه نیست
گریه کردن تاسحر کارمن است
شاهدمن چشم بیمارمن است
فکرمی کردم که اویارمن است
نه فقط درفکرآزارمن است
نیتش ازعشق تنها خواهش است
دوستت دارم دروغی فاحش است
یک شب آمدزیرورویم کردورفت
بغض تلخی درگلویم کردورفت
مذهب اوهرچه باداباد بود
خوش به حالش کین قدر آزادبود
بی نیاز ازمستی می شادبود
چشم هایش مست مادرزاد بود
یک شبه ازقوم سیرم کردورفت
من جوان بودم پیرم کردورفت.....!!!!!